پارادوکس همراهی با مردم وحمایت از فتنه
حمایت کامل رسانههای معاند نظام از مواضع هاشمی طی یک سال اخیر
آیا نباید ایشان را به فکر وادارد که این مواضع کدام جبهه را تقویت
میکند؟
کمتر کارشناسی در عرصه جهانی را میتوان یافت که آشنایی حداقلی با ایران پس
از انقلاب اسلامی داشته باشد اما نام هاشمی رفسنجانی را نشنیده باشد. کسی
که پا به پای انقلابیون در بسیاری از صحنهها حضور داشت و با مواضع خود خار
چشم منافقان و دشمنان قسمخورده انقلاب شده بود. کما اینکه در اولویت لیست
ترور سازمان منافقین قرار داشت اما ترور وی ناکام ماند.
یار و همراه انقلاب و رهبری
با
پایان جنگ و رحلت بنیانگذار انقلاب، هاشمی نقش خود را در حمایت از ولی
فقیه جدید به خوبی ایفا کرد و با قرارگرفتن در مسئولیتهای مختلف همانند
ریاست جمهوری و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، یار و همراه رهبری انقلاب در
فراز و نشیبهای مختلف بود. شاید آن روزگار تصور روزی که هاشمی در نظام
نقشآفرینی نکند و به جای سینهسپر کردن در مقابل دسیسههای بدخواهان نظام،
با سکوت یا همراهی خود از آنان حمایت کند، برای همگان غیر ممکن بود اما
تاریخ به مردم ایران نشان داده همانگونه که امامشان فرمود، «میزان حال
فعلی» آنان را بسنجند نه گذشته پرافتخارشان را.
سه آزمون ناموفق برای هاشمی رفسنجانی
اولین
برههای که موضع هاشمی مورد انتقاد دلسوزان انقلاب قرار گرفت، اغتشاشات
بعد از 18 تیر 87 بود. در روزهایی که یک حادثه کوچک با حمایت مسئولان
اصلاحطلب در حال تبدیل شدن به یک بحران در کشور بود و عدهای مغرض جان و
مال مردم را آماج توحش مدرن خود قرار داده بودند.
با کمال تعجب در آن
روزهای حساس کسی از هاشمی جملهای در رد فتنه نشنید. هاشمی پس از روشنگری
انقلاب وخاموش شدن فتنه و حماسه 23 تیر مردم ولایتمدار و در زمانی که
التهابات کاملاً به حاشیه رفت، آنگاه اعلام موضع کرده و به نقد دشمنان
قسمخورده نظام در داخل پرداخت. دومین برهه انتخابات سال 84 بود که پس از
هشت سال حاکمیت اصلاحطلبان بر قوه اجرایی کشور قرار بر این بود که ریاست
دوره بعدی انتخاب شود. هاشمی شاید کمترین احتمال را نمیداد که مردم با
وجود کاندیداتوری وی، به شخصی بسیار گمنامتر از سردار سازندگی که تا چند
سال قبل یکی از استانداران خود وی بود، رأی دهند. این شکست برای هاشمی
بسیار سنگین آمد و سعی کرد با کنایه به گونهای این انتخاب را مخدوش جلوه
دهد. او حتی حاضر نشد در حد یک جمله، تبریکی خالی به رئیس جمهور منتخب
بگوید.
اما سومین برهه که اکثریت مردم از آن آگاهند انتخابات ریاست
جمهوری و فتنه 88 بود که وی نام آوردن از خودش در صحنه تلویزیون را بهانه
قرار داد تا با فتنهگران همراه شود و حمایت معنوی وی از سران فتنه باعث
دلگرمی آنان و ادامه اغتشاشات گردد.
مواضعم همان است که 26 تیر گفتم
رئیس
مجمع تشخیص مصلحت در دیدار با اعضای انجمن دانشگاه گیلان در پاسخ به سؤالی
درباره مواضعش درباره مسائل جاری کشور بار دیگر مخاطبان را به آخرین نماز
جمعه خود در تیر سال گذشته ارجاع داد و بر این نکته تأکید کرد که هنوز به
آن معتقد است.
سال گذشته در حالی که انتظار میرفت خطیب نماز جمعه
پایتخت نظام اسلامی با دفاع اصولی از قانون اساسی و چارچوب نظام و رکن رکین
آن یعنی ولایت فقیه، عناصر فریب خورده را آگاه ساخته و ترفند فتنهگران
را خلع ید کند اما وی در این روز عملاً به تریبون مخالفان تبدیل شد و
مطالبات نابحق آنان را در نماز جمعه تکرار کرد. بحرانی نشان دادن وضعیت
کشور یکی از این مواضع بود، همان موضعی که طی یک ماه قبل آن، سران فتنه و
رسانههای خارجی مدام بر آن میدمیدند و حال کسی که ریاست مجمع تشخیص مصلحت
نظام را داشت عملاً موضع دشمنان را تأیید میکرد.
حمایت از فتنه به بهانه ادعای همراهی با مردم
هاشمی
در بخشی از این دیدار میگوید:«اگر همراه مردم که صاحبان اصلی این انقلاب
هستند، حرکت کنیم، دشمنان داخلی و خارجی نخواهند توانست گزندی به نظام
جمهوری اسلامی وارد کنند.» «همراهی با مردم» ادعایی است که آقای هاشمی
مطرح میکند اما سؤالی که مطرح میشود این است که منظور ایشان از واژه
«مردم» چیست و چه کسانی در داخل کشور زیر چتر واژه «مردم» قرار میگیرند؟
رأی اکثریت مردمی که آقای هاشمی سنگ آنان را به سینه میزند، طی سالیان
گذشته، به چه کسی تعلق گرفته است؟ آیا غیر از این است که آرای مردم به
احمدینژاد در سال 84 در حقیقت رأی منفی به هاشمی و سیاستهای اقتصادی و
فرهنگی و اجتماعی وی بود. همان نگرشی که میخواست با نگاه تکنوکراتی
کارگزاران، مردم مستضعف را زیر چرخ اقتصاد ناعادلانه له کند.
در
انتخابات سال 88 نیز مردم به کسی رأی دادند که منتقد اصلی هاشمی بود و با
آشکار شدن حمایت هاشمی از موسوی، آرای احمدینژاد رشدی قریب به 20 در صد
داشت. حال باید از ایشان پرسید اکنون پشت کدام جریان قرار گرفتهاید، پشت
مردم یا کسانی که مقابل رأی مردم ایستادهاند و اقلیت اشرافی را بر
تودههای مردم ترجیح میدهند؟ آقای هاشمی اگر به رأی مردم باور دارد بهتر
نیست به رأی آنان تمکین کند و با دشمنان مردم سالاری دینی فاصله بگیرد؟
وارونه جلوه دادن وحدت و تفرقه
در
ادامه این دیدار هاشمی رفسنجانی در جواب سؤالی تصریح میکند:«تفرقه را در
شرایط فعلی کشور به صلاح نمیدانم و به همین دلیل تلاش میکنم تا به دور از
جنجالهای سیاسی، پیگیر مواضع خود باشم.» در خصوص این موضع ایشان باید گفت
تفرقه بین چه کسانی؟ به آقای هاشمی باید گفت شما طی یک سال گذشته در
برهههایی همچون روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و روز عاشورا از موضع وحدت مردم
دفاع کردید یا پشت قلیلی تفرقه افکن که میلیونها نفر در حماسههای 9 دی و
22 بهمن آنان را از خود راندند، قرار گرفتید؟ آیا محاربان روز عاشورا را
باید از مردم شمرد که بایستی با آنان وحدت داشت و مرز خود را با آنان مشخص
نکرد؟
قرار دادن مسئولان قضایی در کنار منافقین
سومین
موضعگیری خاص آقای هاشمی در این دیدار دفاع از خانوادهاش بود. وی درباره
نحوه مواجهه با فضای تهاجم علیه خانوادهاش گفت:«این فضا برای من موضوع
تازهای نیست و همواره به دلایل مختلف با آن روبهرو بودهام. در ابتدای
انقلاب از سوی سازمان منافقین، سپس از سوی دشمنان خارجی، در دوران ریاست
جمهوری از سوی جناح راست افراطی و پس از آن از سوی جناح چپ افراطی و امروز
نیز از سوی گروهی که اهدافشان برای من مشخص است». هاشمی رفسنجانی اضافه
میکند:«گروه اخیر که در پوشش دفاع از اصول اخلاقی و اسلامی اتهامات کذب
خود را مطرح میکند، عملاً شاهدیم حتی حاضر به تمکین در مقابل قانون نیز
نیستند و نخواهند بود.»
فرافکنی درباره خانواده خود از سوی هاشمی
رفسنجانی در حالی است که فائزه هاشمی دختر ایشان سال گذشته در وسط اغتشاشات
دستگیر شد، هر چند به دلیل رعایت احترام پدر، وی را آزاد کردند.
آیا
آقای هاشمی اغتشاشات سال گذشته را قانونی میداند؟ فرزند دیگر ایشان یعنی
مهدی هاشمی که اکنون یک سال است که از کشور فراری است و بر نمیگردد توسط
مراجع رسمی قضایی متهم شناخته شده است. عباس جعفری دولتآبادی دادستان
تهران در نشست رسمی خود با خبرنگاران مهدی هاشمی را متهم دانست و اضافه
کرد: پرونده وی در دادگاه مفتوح است. همچنین معاون اول قوه قضائیه نیز در
خصوص پرونده مهدی هاشمی گفت: حکم جلب مهدی هاشمی صادر شده و وی دستگیر و
روانه زندان خواهد شد.
آقای هاشمی با این موضع خود آیا قصد دارد مسئولان ارشد قضایی که فرزند وی را متهم شناختهاند در کنار سازمان منافقین قرار دهد؟
ادعای پیروی از ولایت فقیه و مواضع متناقض
طی
یک سال اخیر بارها از زبان آقای هاشمی رفسنجانی شنیدهایم که خود را پیرو
ولی فقیه میداند آیا به صرف ادعا میتوان کسی را ولایتمدار یا غیر آن
معرفی کرد؟ رهبری نظام سال گذشته بارها از لفظ فتنه و فتنه عمیق برای
اغتشاشات سال قبل استفاده کردند و بر التزام همگان به قانون تأکید داشتند،
آیا آقای هاشمی نیز همین سیر را طی کرد یا با مواضع دوپهلو جریان فتنه را
تقویت کرد؟ نماز جمعه ایشان آن هم یک ماه بعد از انتخابات عملاً به حمایت
از فتنهگران تبدیل شد. شاهد مثال آن اینکه با سخنان اخیر ایشان بیبیسی و
سایت میرحسین موسوی بار دیگر آن خطبهها را روی سایت خود قرار داده و آن
را دلسوزانه نامیدند.
حمایت کامل رسانههای معاند نظام از مواضع هاشمی
طی یک سال اخیر آیا نباید ایشان را به فکر وادارد که این مواضع کدام جبهه
را تقویت میکند؟