فتنه اخر : به نقل از باز باران
متاسفانه نامه عجیب آیت الله مهدوی کنی و دوستانش به حضرت امام خمینی (ره) یکی از عوامل مهم فشار در جهت نخست وزیری مجدد موسوی بود. گوشه هایی از این نامه تهمت آلود و سخیف، در ادامه مطلب می آید. چرا آیت الله خامنه ای پس از رسیدن به ریاست جمهوری، آقای مهدوی را به نخست وزیری نپذیرفت و او مجبور به استعفا شد؟
در این شرایط که داشتن بصیرت بسیار سرنوشت ساز است، انتخاب کسی که در رکاب رفسنجانی، سینه چاک و کتک خورده منافقین بوده است، چندان مناسب نیست. آیت الله مهدوی کنی درباره حمایت آقایان هاشمی، لاهوتی و خودش از مجاهدین میگوید: "ما برای این آقایان (مجاهدین خلق) خیلی کتک خوردیم، بنده دو ماه به خاطر همین آقایان شکنجه دیدم، ولی احدی را لو ندادم ." یادنامه ابوذر زمان، ص ۱۸۶و صص ۲۸۸ – ۲۸۷.
آیت الله مهدوی کنی، آن طور که بایسته است، در خط مقدم مبارزه با تخریبهای دوران هاشمی و خاتمی نبوده است. آقای مهدوی کنی حتی در جریان فتنه، به گونه ای عمل کرد که امید راس الفتنه و دوستانش برای پذیرفتن حکمیت بوده است. خائنان اصلاح طلب، هر کس که جلوی شان می ایستاد، تخریبش می کردند، آقای مهدوی! شما چقدر ترکش از اینها خورده اید؟! جاذبه و دافعه یک اصل مسلم و مبتنی بر "لااله" و "الا الله" است؛ که شما نمره خوبی در آن نمی گیرید.
مطمئن باشید که ریاست خبرگان شخصیت ورزدیده ای می خواهد نه کسی که هنوز تنش تیر و ترکش تهمت و تخریب دوم خردادی ها و هاشمیت ها و سبزهای خائن را به خود ندیده است؛ آیت الله مهدوی ورز کافی برای این جایگاه ندارد؛ بگذارید مهدوی کنی، مهدوی کنی بماند! راستی آیامحسن رضایی،؟ واقعا مثل بقیه دانشجویان دانشگاه امام صادق، امتحان داد و سر کلاس رفت یا از حق الیگارشی خود بهره برد و از دانشگاه امام صادق (ع) مدرک گرفت. شما با این روحیه می خواهید رئیس خبرگان شوید؟ آیت الله مهدوی، آن قدرها اهل مقاومت نیست، می شکند.
امام خامنه ای در آخرین دیدار خود، از مدیریت دانشگاه امام صادق در استفاده از اساتید دین ستیز انتقاد کردند؛ اساتید ملعونی چون حسین بشیریه که بچه های مسلمان و از خانواده های شهید را به یک نئومارکسیست یا نئولیبرالیست تبدیل می کرد.
بهتر است به جای آیت الله مهدوی کنی، آیت الله یزدی، جنتی یا دیگران، این مسئولیت را بپذیرند، بی تردید این مسئولیت خطیر، شخصیت نه چندان مستحکم آقای مهدوی کنی را در هم خواهد شکست.
احسنت !
بسیار روشنگرانه بود.
با اجازه شما این مطلب را با ذکر منبع در وبلاگ روزگار رهایی ثبت کردم.