شمارش معکوس فروپاشی جامعه صهیونیستی آغاز شده است
پاسپورت برای فرار از تلآویو
وقتی در سال 1948 رژیم صهیونیستی تأسیس شد و هزاران فلسطینی کشته یا مجبور
به کوچ اجباری و آوارگی شدند، بن گورین راهبردهای اصلی را بر سر پایه
استوار دانست. انسجام داخلی، ارتش قدرتمند و حمایت خارجی مستمر و راهبردی،
پایههای این راهبرد را تشکیل میدادند. بن گورین برای انسجام داخلی، تئوری
دیگ ذوب را برای ملتسازی و یکسان کردن فرهنگها و قومیتهای گوناگون
مهاجران یهود الزامی میدانست. او معتقد بود که آینده اسرائیل و تضمین
امنیت پایدار آن در سطح منطقه بر سه رکن اساسی و مثلث مصر، ایران و ترکیه
استوار خواهد بود که باید در کنار رژیم صهیونیستی باشند. از آنجا که
واحدهای نظامی در قالب گروههای سری صهیونیست از قبل تشکیل شده و پس از
تأسیس این رژیم ادغام شده و ستون فقرات نظام را تشکیل دادند، امید به
پایداری و امید به آیندهای اتوپیایی در سایه اقتدار و برتری ارتش
صهیونیستی امکانپذیر نشان داده شد. لذا این دولت پادگانی بودکه چیزی به
نام دولت- ملت یهود را باید ایجاد میکرد و استمرار میبخشید.
دیگی که دیگر ذوب نمیکند
پس از شصتمین سال تأسیس رژیم صهیونیستی بسیاری از اندیشمندان صهیونیست که از قبل هم زمزمههایی از نگرانیهای خود ابراز میکردند، زبان گشودند و از فروپاشی جامعه صهیونیستی سخن گفتند. ناهرم بارنئی، آمنون روبنشتاین، آبراهام تایروش، یولی گلدشتاین، مولی بیلیگ، یهوداشنهاو، نازی بریک و اوزی بنزمان فقط بخشی از این روشنفکران صهیونیست هستند که در نگاه جامعهشناسانه از شکافهای مذهبی، قومیتی و طبقاتی غیرقابل حل در جامعه صهیونیستی به شدت نگران هستند و فروپاشی این جامعه موزائیکی را نوید میدهند و معتقدند «دیگ ذوب» نتوانسته آنها را به یکدیگر پیوند داده و ملتسازی کند.
رادی دیولین، رئیس کنیست سابق و یکی از رهبران حزب لیکود میگوید: بسیاری از اسرائیلیها در تلاش برای به دست آوردن پاسپورت اروپایی هستند تا در صورت نیاز از اسرائیل خارج شوند. نکته دیگری که این روشنفکران صهیونیست تأکید میکنند این است که فعالیت آژانسهای مهاجرت یهودیان در جهان متوقف شده و تشویق برای مهاجرت به اسرائیل یا امکانپذیر نیست یا به حداقل رسیده است.
یکی دیگر از راهبردهای سهگانه بن گورین که بر مثلث ایران، ترکیه و مصر قرار داشت، امروز در سایه تحولات کشورهای عربی و در 30 سال گذشته از پیروزی انقلاب اسلامی، متلاشی شده، به طوری که باور و اعتقاد نخبگان صهیونیست یا دستگاههای اطلاعاتی آنها بر این است که از این پس سالهای سیاه، پر چالش و خطرناکی را در پیش دارند. در نشست سالانه هرتزلیا چنین جمعبندی کردهاند که بیثباتی در درون و تهدیدات سه گانه(موضوع هستهای ایران، توانمندیهای حزب الله لبنان، تحولات اخیر کشورهای عربی) چالشهای اصلی و بزرگ این رژیم خواهند بود. برای اولین بار رژیم صهیونیستی از ادبیات تهاجمی و توسعهطلبانه استفاده نمیکند و دستگاه اطلاعاتی آن توصیه میکند که سیاست خویشتنداری و عدم درگیری امنیتی در خارج را باید در دستور کار داشته باشد، چراکه هرگونه ماجراجویی امنیتی، ممکن است جبهههای پیرامونی این رژیم را شعلهور کند.
چرخش تاریخی مصر و ترکیه
ترکیه و مصر که در سه دهه گذشته نقش مهمی در پیشبرد سیاستها و اهداف رژیم صهیونیستی داشتند، امروز به ایران اسلامی نزدیک شدهاند که بارها از زبان مقامات صهیونیست با افسوس شنیده شده است. این مثلث امروز نه تنها در خدمت برنامههای صهیونیستی عمل نمیکند، بلکه در جایگاه واقعی تاریخی یک بار دیگر مسئله حقوق مردم فلسطین را در برابر وجدان جهانی قرار میدهد که در غرب از آن خبری نیست ولی اگر منافع آنان به خطر افتد حتی رژیم صهیونیستی را نیز زیر پا میگذارند.
دامنه این بحران در عرصه خارجی فراتر از جابهجایی عناصر قدرت در سطح منطقه و بازگشت ترکیه و مصر به «جبهه هویت منطقه»ای است.
خانم لیومی، وزیر خارجه سابق از حزب کاریها معتقد است اسرائیل شاهد یک فروپاشی سیاسی است، چرا که در قطعنامه اخیر شورای امنیت که در مورد شهرکسازی صهیونیستها به دنبال محکومیت آن بود، تنها امریکا آن را وتو کرد و انگلیس و فرانسه و آلمان نیز به آن رأی مثبت دادند، البته مدتی است که غرب و به ویژه حکومتهای غربی با نگاه انتقادی و گاهی مخالف به سیاستهای رژیمصهیونیستی رفتار میشود و شرایط به گونهای است که مقامات بالای این رژیم نمیتوانند به اروپا سفر کنند و سخنگوی ارتش صهیونیستی که به تازگی از انگلیس دیدار کرده، از نام مستعار استفاده کرده تا گرفتار دادگاههای اروپایی که به دنبال جنایتکارهای جنگی در جنگ غزه هستند، نشود.
با اینکه لابیهای پرقدرت یهودی در اروپا و امریکا، افسار سیاست تعاملی آنها با رژیم صهیونیستی را در اختیار دارند ولی فشار داخلی به حدی است که امروز در امریکا هم، با نگاهی تردیدآمیز به ادامه سیاست حمایت از رژیم صهیونیستی سخن گفته میشود. دلیل این امر این است که حمایتهای بیچون و چرا و یکجانبه از رژیمصهیونیستی یکی از عقدههای سیاسی و سرکوب شده در نزد ملتهای منطقه است که امروز در کشورهای عربی به پا خواستهاند و امریکا را متهم اصلی در مشکلات همه جانبه داخلی و خارجی خود میدانند که باید بهای آن را بپردازد.
اگر این قیامهای مردمی در کشورهای عربی، به جز عرصههای سیاسی و امنیتی به رگ حیات غرب، یعنی انرژی و اقتصاد هم کشیده شود، معلوم نیست شهروندان و مسئولان امریکایی، اجازه ادامه حمایت از رژیم صهیونیستی را بدهند. این همان نکتهای است که در آغاز قیام مردم مصر توسط برخی نویسندگان رسانههای صهیونیستی مورد تأکید قرار گرفت.
صهیونیستهای پاسپورت به دست
آخرین پایه راهبردهای سه گانه بن گورین برای حفظ اسرائیل، ارتش قدرتمند بود ولی امروز این ارتش به ببر کاغذی شبیه شده که سخن از برتری آن مضحک است. تجربه تلخ این ارتش تا دندان مسلح و مورد حمایت کامل غرب در پنج سال گذشته، دو شکست در کارنامه دارد. در جنگ 33 روزه با وجودی که باید یک جنگ نیابتی برای امریکا در نابودی حزب الله لبنان به اجرا میگذاشت، سرافکنده و ناتوان و بدون کمترین پیشروی و موفقیت و همراه با کابوس جدید زمینگیر شد. امروز شرایط این ارتش به نقطهای رسیده که در مقابل هر اقدام نظامی در لبنان باید فاتحه منطقه الجلیل که از موقعیت سوقالجیشی واقتصادی فوقالعادهای برخوردار است را بخواند و برای آن کاری جز برنامهریزی مانور نظامی ندارد و اطمینان دارد که سیدحسن نصرالله در تهدید خود جدی است و آن را هدفی امکانپذیر میداند.
این ارتش در برگ دیگری از کارنامه خود در غزه نیز شرم شکست را پذیرفت، در مقابل مردمی در محاصره و مقاومتی با امکانات محدود شکست خورد و برای امکانپذیرکردن اهداف خود، ناچار به جنایات جنگی شد که هنوز در کابوس تاوان آن، هزینه میپردازد.
مقاومت
مردم غزه امروز با تحولات مصر بردورهای جدید است میباید که عمق
استراتژیک و عقبه مستحکمی خواهد داشت.در چنین معادلهای ارتش صهیونیستی همه
امیدهای خود را از دست رفته میبیند و قادر نیست از مقولهای به نام
بازدارندگی سخن بگوید، بلکه ناچار است از هم اکنون به ناتو و توان نظامی
امریکا پناه ببرد که آنها هم، هزار ملاحظه و مشکل دارند. به قول پاتریک میل
اگر امریکا دست از پا درازتر برای تحولات و دگرگونیهای کشورهای عربی،
رؤیای نظام تک قطبی و یکجانبهگرایی مطلق را کنار گذاشته و دست به دامن
کشورهای اروپایی است که رمقی برای کمک ندارند، تکلیف رژیم صهیونیستی برای
جلب حمایت برای بقا و ماندگاری و امیدوار کردن جامعه صهیونیستی به آینده
امری روشن خواهد بود.
افزایش بودجه نظامی به 18 میلیارد دلار در سال
2011 برای ارتش صهیونیستی نه تنها دردی را دوا نمیکند بلکه بر ناکارآمد
شدن دیگر دستگاههای حکومتی فاقد بودجه افزوده و شکافهای درونی را فعالتر
از گذشته، در کنار ناامیدی به آینده این رژیم و ناتوانی ارتش صهیونیستی
برای تحقق رؤیای نیل تا فرات و سلطه بر منطقه و حتی جهان قرار خواهد داد.
شتاب تحولات منطقهای که کار ویژههای عمق و مؤثری در مؤلفههای جهانی نیز
خواهد داشت بر عمق ناامیدی صهیونیستها خواهد افزود و شاید آزادی فلسطین
تاریخی و مقدس فقط با فرار صهیونیستها که از مدتها به دنبال پاسپورت
اروپایی و غربی هستند، به سادگی محقق شود که این گزینه شایسته است مگر
اینکه در انتظار خشم فرو خورده یکصد ساله مردم فلسطین و کشورهای منطقه و
ادامه اشغال خانههای فلسطین و قدس شریف اصرار داشته باشند.
28.271604706190123.4615314060901سلام
جالب بود
پیش منم بیا
بلاگ من در مورد
کار در منزل برای خانمای باذوقه
اگه خواستی منو با همین عنوان لینک کن و بگو به چه اسمی لینکت کنم
و یه چیز دیگه وبلاگ منو با اینترنت اکسپلورر باز کن که خوشگلتره
منتظرتم مرسی