بعد از این که میرزای شیرازی میزان تأثیرگذاری فتوای
خود در تحریم تنباکو را از زبان شهید آیت الله مدرس میشنوند شروع به گریه
میکنند؛ از ایشان می پرسند چرا گریه می کنید؛ پاسخ می دهند، و دلیل گریه
و ناراحتی خود را می گوید.
زمانی که مرحوم آیت الله سیدحسن مدرس، طلبه جوانی بودند، به سامرا رفته تا
با مرحوم میرزای شیرازی ملاقات کنند؛ بعد از این که میرزای شیرازی از نام
و نشان شهید مدرس می پرسد و میفهمد که اهل اصفهان ایران است، از اوضاع و
احوال ایران از او می پرسد که شهید آیت الله مدرس در پاسخ مرحوم میرزای
شیرازی، می گوید: فتوای شما در ایران غوغا به پا کرده و همه مردم حتی در
قصر ناصرالدین شاه قلیان ها را شکستند؛ بعد از این که میرزای شیرازی این
سخنان را از شهید آیت الله مدرس می شنود شروع به گریه می کند؛ شهید آیت
الله مدرس از ایشان می پرسند که چرا گریه می کنید من فقط واقعیت های ایران
را عرض کردم؟؛ میرزای شیرازی نیز در پاسخ به شهید آیت الله مدرس می
فرمایند من از اهمیت دادن مردم به سخن عالمان دینی ناراحت نیستم، بلکه
گریه و ناراحتی من به این دلیل است که دشمنان اسلام که تا کنون نمی
دانستند قدرت اسلام در کجاست، از امروز فهمیدند؛ و از این رو از همین
امروز برای شکستن قدرت اسلام کار می کنند.
ما امروزم منتظر همان نشان دادن قدرت اسلام به جهانیان هستیم و گوش به فرمان ولی خود، برای اجرای جهاد، البته به صلاح دید مولا ورهبر عزیزمان ، نه پیشگام تر از نظر ایشان.
یاعلی
با ولایت زنده ایم ، تا زنده ایم ، رزمنده ایم