نیروهای آمریکایی از زنده ماندن ما پس از شکنجه های گروه «مارینز» تعجب کردند
یک مستند ساز با بیان اینکه نیروهای آمریکایی دستگیری ما توسط نیروهای مارینز (واکنش سریع آمریکا) را بدشانسی ما می دانستند گفت:نیروهای آمریکایی از زنده ماندن ما پس از شنکنجه های گروه مارینز تعجب کردند.
|
|
|
|
سهیل
کریمی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، با بیان خاطراتی از
روزهای اسارت خود توسط نیروهای اشغال گر آمریکایی در عراق گفت: خرداد سال
82 با مجوزهای قانونی در حالیکه کارت پرس را هم به همراه داشتیم به منظور
فیلم برداری و تهیه فیلم مستند وارد خاک عراق شدیم و حدود 18 روز در مناطق و
استان های جنوبی عراق به فیلم برداری پرداختیم.
موضوع فیلم شرایط عراق پس از اشغال بود
وی با بیان اینکه موضوع مستند ما اشغال
عراق و تهیه فیلمی مستند از شرایط عراق در مدت اشغال بود، بیان داشت: در
هجدهمین روز حضور گروه در عراق از مقر خود در بصره به کربلا رفتیم و هر روز
از استان ها و مناطق مجاور این شهر با حضور نیروها و سربازهای آمریکایی
فیلم برداری می کردیم.
این مستندساز در ادامه به روز دستگیری و نحوه دستگیری گروه مستندساز توسط نیروهای اشغالی عراق اشاره و خاطرنشان کرد: روز سه شنبه دهم تیر 1382 با گروه به سمت منطقه ای به نام حله حرکت کردیم روز قبل نیز از این منطقه فیلم برداری کرده بودیم اما به دلیل پایین بودن کیفیت کار تصمیم گرفتیم مجددا فیلم برداری را انجام بدیم. غروب روز سه شنبه دهم تیرماه 1382 اسارت 126 روز ما در عراق آغاز شد
کریمی افزود: بلافاصله بعد از شروع کار
یکی از فرماندهان آمریکایی سربازی را که در نزدیکی ما بود، صدا زد و پس از 7
و 8 دقیقه سرباز به سمت ما برگشت و دست های ما را دستبند زد و غروب روز سه
شنبه دهم تیرماه 1382 برابر با اول جولای اسارت 126 روز ما در عراق آغاز
شد.
وی با بیان اینکه در این دستگیری تنها
نبوده و مسئول گروه آقای ابوطالب و راننده و مترجم گروه نیز با آنها
دستگیر شدند با اشاره به ساعات اولیه اسارت خود توسط نیروهای آمریکایی گفت:
در همان ساعات ابتدایی دستگیری، ما را به یکی از مقرهای اصلی نیروهای
اشغالی عراق واقع در اتوبان بصره و بغداد که محل اصلی و پشتیبانی تشکیلات
نیروهای آمریکایی بود، منتقل کردند.
2 نفر از نیروهای آمریکایی که اصالت افغانی داشتند برگه های بازداشتی را برای ما پر کردند
این مستند ساز افزود: در همین حال دو نفر از نیروهای آمریکایی که اصالت افغانی داشتند و به زبان فارسی دری مسلط بودند به سختی ما را متوجه کردند که برگه های بازداشتی را پر کنیم. ما توسط نیروهای مارینز که جزو وحشی ترین و بی رحم ترین نیروهای آمریکایی بود دستگیر شدیم
کریمی با بیان اینکه همان شب ما را به شهر دیوانیه در جنوب عراق منتقل کردند، گفت: متوجه شدیم توسط نیروهای مارینز (نیروهای واکنش سریع آمریکا) که جزو وحشی ترین و بی رحم ترین نیروهای آمریکایی به شمار می روند و از اراذل و اوباشی هستند که در ایالات های مختلف آمریکا به دلیل فقر و بیکاری به عضویت ارتش در آمدند، دستگیر شدیم. وی در ادامه با بیان اینکه ما حدود 5 روز اسیر این نیروهای آمریکایی بودیم، گفت: پس از 5 روز ما در اختیار نیروهای ارتش کلاسیک آمریکا قرار گرفتیم و خود آنها از زنده ماندن ما در مدت زمان اسارت زیر نظر نیروهای مارینز تعجب کردند. این مستند ساز در توصیف روزهای ابتدایی
بازداشت خود توسط نیروهای مارینز بیان داشت: سه روز اول بازداشت در اتاقکی
چوبی با سقفی گالوانیزه در وسط محل استقرار نیروهای آمریکایی بدون آب و غذا
سپری شد.
کریمی در ادامه افزود: ما را از هم جدا کرده و دست هایمان را از پشت بستند و حدود 13 ساعت ما را با دستان و چشمان بسته رها کردند.
وی ادامه داد: در بعضی از مواقع در حالت احتضار قرار می گرفتیم و از فرط تشنگی احساس می کردیم که دیگر زنده نمی مانیم و در این شرایط تنها با ذکر «یا عباس» و «یا ابوالفضل» به خودمان روحیه می دادیم. این مستند ساز افزود: بعد از 13 ساعت دست ها و چشم هایمان را باز و به اتاق بازجویی منتقل کردند.
تهیه فیلم علیه امریکا و رساندن کمک مالی به مردم عراق را جرم ما اعلام کردند
کریمی به وضعیت بازجویان اشاره کرد و
افزود: جرم ما را تهیه فیلم علیه نیروهای آمریکایی عنوان می کردند و یکی از
دلایل شکنجه من در هفته اول دستگیری، موضوعاتی بود که من به عنوان شات
لیست فیلم ها نوشته بودم، مثلاً در توضیح یکی از نوارها نوشته بودم «تبانی
آمریکا و صدام» و مفصل کتک خوردم تا بگویم چطور به این مسئله دست پیدا کرده
ام و همه اینها در حالی بود که ما مجوز قانونی برای فیلم برداری در اختیار
داشتیم.
وی ادامه داد: رساندن کمک مالی به
نیروهای عراقی را یکی دیگر از موارد اتهام ما اعلام کردند و این در حالی
بود که ما تنها 5 هزار دلار همراه خود به عراق آورده بودیم و تا آن روز
تنها 500 دلار آن را خرج کرده بودیم.
این مستند ساز به یکی از گفت و گو های خود با یکی از بازجوها اشاره کرد و بیان داشت: من به یکی از بازجوکننده ها گفتم ما طبق قوانین و اصول دموکراسی و جریان آزاد اطلاع رسانی برای تهیه فیلم به عراق آمده ایم که این افسر آمریکایی در پاسخ به من گفت «دموکراسی به شما نیامده است و شما حتما به دلیل دیگری در عراق حاضر شدید.» کریمی با بیان اینکه غروب روز شنبه رسما
شکنجه های سخت و زجرآور آمریکایی ها شروع شد، گفت: دست های ما را هرگز باز
نمی کردند و مجبور بودیم با همان دست های بسته نماز بخوانیم.
وی افزود: نوبت به نوبت ما را شکنجه می
کردند و در حالی که دوستانمان را در اتاق مجاور شکنجه می کردند با گذاشتن
اسلحه روی شقیقه ما را وادار به سکوت می کردند.
بدترین لحظه های شکنجه شنیدن فریادهای دوستان خود زیر شکنجه بود
این مستند ساز بدترین لحظه های شکنجه را
شنیدن فریادهای دوستان خود زیر شکنجه عنوان و خاطرنشان کرد: یکی از روش های
آنها برای تضعیف روحیه ما این بود که به سایر دوستان اعلام می کردند دوست
شکنجه شده شما زیر شکنجه مرده است و درحالی که اسلحه را در حلقوم ما فرو می
کردند مانع حرف زدن و اعلام زنده بودنمان می شدند.
کریمی با بیان اینکه پس از این مراحل تا
چند روز اجازه خوردن و خوابیدن نداشتیم، گفت: در این مدت فقط کمی آب که آن
هم بسیار بدبو و بد رنگ بود به ما دادند.
وی در توصیف این مرحله از شکنجه خود نیز گفت: پس از شکنجه های متعدد با ریختن آب بر سر و صورت ما، ما را بیدار می کردند و از ما می خواستند راه برویم اگر در این حین به زمین می افتادیم باز هم با ریختن آب ما را مجبور به ایستادن می کردند. این مستند ساز ایستادگی در این شرایط را
بدون کمک امدادهای غیبی ناممکن می دانست و افزود: به طور حتم در شرایط عادی
هیچ کدام از ما تصور زنده ماندن در این شرایط را نخواهیم داشت اما در آن
زمان در حالی که حتی صدای شکستن پاهای خود را زیر پوتین نیروهای آمریکایی
می شنیدم پس از بلند شدن اثری از شکستگی در پاهای خود احساس نمی کردم و همه
این مراحل را با یاد ائمه و ذکر خدا می گذراندیم.
کریمی با بیان اینکه تا 5 روز شرایط ما
به همین حالت بود، گفت: گاهی وقت ها از شدت بی خوابی دچار توهم شده و فکر
فرار به سرمان می زد و کشته شدن خود را به زنده ماندن ترجیح می دادیم.
نیروهای امریکایی به ما می گفتند می توانیم شما را بکشیم و قتل شما را به گردن گروه های اراذل و اوباش عراقی بیندازیم
وی با بیان اینکه حتی نمی دانستیم بر سر جنازه های ما چه بلایی می آید، گفت: نیروهای امریکایی به ما می گفتند می توانیم شما را بکشیم و قتل شما را به گردن گروه های اراذل و اوباش عراقی بیندازیم و هیچ کس هم بازخواستی از ما نمی کند. این مستند ساز ادامه داد: پس از پنج روز ما را به بغداد و پس از آن به زندان ام القرا منتقل کردند.
کریمی با بیان اینکه وضعیت بغداد کمی
بهتر از شرایط روزهای اولیه بود، گفت: پس از اسارت من و همکارم از هم جدا
شدیم و هر دو در دو کمپ مجزا از هم و در اردوگاه مطار (فرودگاه بغداد)
مستقر شدیم.
وی ادامه داد: هر کمپ سه چادر 28 نفره بود که حداقل پنجاه نفر توی هر کدام مستقر بودند و همیشه باید دور چادرها بالا بود و به همین خاطر شب و روز روشن بود، روزها به خاطر گرمای شدید، همگی وسط چادر به صورت چمباده می نشستیم. این مستند ساز بیان داشت: در یک ماه اول،
من نه زیر انداز داشتم، نه روانداز و نه چیزی که زیر سرم بگذارم و یک
برادر کرد اهل حلبچه بود که پتوی نازکش را باز و روی سنگلاخ آنجا پهن کرده
تا مورد استفاده من قرار بگیرد، من هم رویش می خوابیدم و کفشم هم بالشتم
بود.
کریمی با بیان اینکه در یک ماه اول حتی یک صابون برای شست و شوی و نظافت در اختیار ما قرار ندادند، گفت: تنها لباس من یک زیرپوشی بود که بر اثر شکنجه های مختلف پاره شده بود و امکان نظافت را هم نداشتم. وی با بیان اینکه در اردوگاه ها همه جور
آدم وجود داشت، گفت: از دزد و قاچاقچی گرفته تا برخی ژنرال های خاص بعثی و
همچنین وزیر صنایع و رئیس مجلس عراق (سعدون حمادی) با ما در کمپ بودند.
نیروهای آمریکایی شخصی را مانند گلادیاتور انتخاب و در مقابل دیدگان همه اسیری شکنجه می کردند این مستند ساز سخترین شرایط اردوگاه
بغداد را لحظه شکنجه یکی از زندانیان در برابر دیدگان دیگر زندانی ها می
دانست و گفت: نیروهای آمریکایی شخصی را مانند گلادیاتور انتخاب و در مقابل
دیدگان همه اسیری را شکنجه می کردند.
کریمی وسیله این شکنجه را شوکری به نام
لیرز دانست و گفت: این وسیله در هر دقیقه 50 هزار ولت برق به شخص شکنجه شده
منتقل می کرد و عمدتا این اسلحه برای شورش ها و افراد شورشی مانند اراذل و
اوباش به کار گرفته می شد.
وی فریادهای «دخیل یا الله» فرد شکنجه
شده را سخت ترین لحظه برای زندانیان دانست و گفت: شنیدن این فریاد در دل
همه زندانی ها رعب و وحشت می انداخت و آمریکایی ها با مسخره کردن آن شخص و
با جلو و عقب بردن این شوکر آن را به نقاط حساس بدن شخص مورد نظر نزدیک می
کردند.
این مستند ساز سیاه شدن و پاره شدن
بسیاری از مویرگ های زیرپوستی را از جمله آثار به جا مانده از این نحوه
شکنجه خواند و خاطرنشان کرد: اشخاصی که در این شرایط شکنجه می شدند تا چند
روز در شرایط طبیعی نبودند.
کریمی به انتقال خود به اردوگاه بوکا
(Bucca ) در حومه بندر ام القصر اشاره کرد و گفت: در این اردوگاه جمعاً 13
کمپ وجود داشت که کمپ ما با 250 اسیر از 18 کشور دنیا، کمپ بین المللی
محسوب می شد.
وی تصریح کرد: سرد بودن هوا، نبود امکانات اولیه و استمرار بلاتکلیفی بچه ها را دچار افسردگی و شرایط روانی بدی کرده بود.
این مستند ساز در خصوص شنیدن خبر آزادی خود گفت: با گذشت مدت زمانی در این اردوگاه خبر آزادی مان را از رادیو آبادان شنیدیم، بدون آنکه کوچکترین اطلاعی از موضوع داشته باشیم ساعاتی بعد در مرز شلمچه بودیم. نیروهای آمریکایی پس از گذشت چند هفته به بی گناهی ما پی بردند و از ما عذر خواهی کردند
کریمی با بیان اینکه نیروهای آمریکایی پس از گذشت چند هفته به بیگناهی ما پی بردند و از ما عذر خواهی کردند، گفت: نیروهای آمریکایی پس از سه هفته از ما به دلیل دستگیری مان عذرخواهی کردند، اما چون مسئله اسارت ما به مقامات ارشد و ریاست جمهوری آمریکا رسیده بود، این مسئله باید با مذاکرات مقامات ارشد دو کشور حل می شد. وی افزود: خود نیروهای آمریکایی دستگیری ما توسط نیروهای مارینز را بدشناسی ما می دانستند.
این مستند ساز درخصوص فعالیت های مجامع و سازمان های حقوق بشر در مدت زمان اسارت خود گفت: طی چهار ماه و اندی که ما بازداشت بودیم تنها یک بار نیروهای صلیب سرخ برای اعلام وضعیت و تهیه گزارشی از ما به بغداد آمدند. کریمی دلیل این مسئله را هم شکایت یکی از اقوام خود در واشنگتن به نیروهای صلیب سرخ دانست و گفت: آنها با حضور خود گزارشی از ما تهیه کردند و با گرفتن یک امضا از من آن را در اختیار خانواده قرار دادند. هیچ یک از مفاد کنوانسیون های ژنو و سازمان های بین المللی در خصوص اسرا اعمال نمی شد
وی با بیان اینکه هیچ نظارتی از سوی
مجامع بین المللی و مدعی حقوق بشر بر وضعیت زندان های عراق نبود، گفت: هیچ
یک از مفاد کنوانسیون های ژنو و سازمان های بین المللی در رابطه با اسرا
برای ما اعمال نمی شد و نیروهای آمریکایی هم خود را ملزم به دادن پاسخ در
این رابطه نمی دیدند.
این مستند ساز تاکید کرد: در حالیکه ادعای حمایت از حقوق بشر دولت آمریکا گوش فلک را کر کرده است، اما بویی از حقوق بشر را در آن 126 روز اسارت توسط نیروهای آمریکایی احساس نکردیم./انتهای پیام/ |
سلام همسنگرم.خداقوت.
این از مستندسازای مجوز دارمون که تو خاک عراق به دست آمریکایی گرفتار شدن و تو اسارت اونقدر شکنجه شون کردن، اونم از سارا شورد و همراهاش که با روی تمام بدون مجوز اونم اشتباهی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! وارد مرزهای کشورمون شدن و کوچکترین شکنجه ای هم نشد و ادعاهای واهی رو تو مطبوعات منتشر کرد ، این دوتا تعریف اصلی حقوق بشر آمریکایی است!!!!!!!!!! حقوق بشر به قول خانم !!!مرکل یعنی حقوق همجنس بازان و حقوق همجنس بازان یعنی حقوق بشر!
دیدید ایناییم که دم از حقوق بشر میزنن تعریف اصلیشو چه طور ارائه دادن؟
اللهم اشغل الظالمین بالظالمین.
یاعلی
با ولایت زنده ایم، تا زنده ایم، رزمنده ایم